نوپدید

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

قربانیان، رهبران تحول‌آفرین

قربانیان، رهبران تحول‌آفرین
هند
هند

نگارش توسط مهران میرزائی در ۱۷ دی ۱۴۰۲

انسان دنیای امروز با انواع آسیب‌های روانی، اقتصادی، اجتماعی و… دست‌وپنجه نرم می‌کند. به‌عنوان نمونه تخمین زده می‌شود در کشور “هند” نزدیک به ۸ میلیون کودک و جوان هندی در شرایط “برده‌داری مدرن” زندگی می‌کنند. این افراد به عنوان “برده‌ی جنسی“،” کار اجباری” ، “برده‌ی خانگی” و “پیوند عضو قاچاق“ می‌شوند و سالانه تنها بخش کوچکی از آن‌ها نجات می‌یابند. دولت “هند” و برخی مؤسسات غیرانتفاعی برای کمک و ارائه‌ی خدمات به نجات یافتگان از این بردگی، تعدادی مراکز بازپروری تأسیس کرده‌اند. نگاه این مراکز به نجات یافتگان این است که آنها ظرفیت و توانایی تصمیم گیری ندارند و نمی‌توانند…

  • 93 بازدید
  • 0 پسند
  • 0 نظر

انسان دنیای امروز با انواع آسیب‌های روانی، اقتصادی، اجتماعی و… دست‌وپنجه نرم می‌کند. به‌عنوان نمونه تخمین زده می‌شود در کشور هندنزدیک به ۸ میلیون کودک و جوان هندی در شرایط برده‌داری مدرنزندگی میکنند. این افراد به عنوان برده‌ی جنسی“،” کار اجباری” ، “برده‌ی خانگیو پیوند عضو قاچاق میشوند و سالانه تنها بخش کوچکی از آن‌ها نجات مییابند. دولت هندو برخی مؤسسات غیرانتفاعی برای کمک و ارائهی خدمات به نجات یافتگان از این بردگی، تعدادی مراکز بازپروری تأسیس کردهاند. نگاه این مراکز به نجات یافتگان این است که آنها ظرفیت و توانایی تصمیم گیری ندارند و نمیتوانند در بهبود زندگی خود نقش فعال داشته باشند. در نتیجه‌ی این دیدگاه، نجات یافتگان فرصت مناسب برای کسب مهارتهای مورد نیاز مقابله با آسیبها و غلبه بر احساس شرم و ننگ خود را به دست نمی آورند و همچنین آزادی“، “کرامت“، “عزت نفس و شهروندی خود را از دست میدهند؛ علاوه بر‌ این در زمینه‌ی اشتغال و درآمدزایی هم خدمات مراکز مبتنی بر نیازهای بازار و صنعت نیست. 

اوما چاترجی” ، روان‌شناس و رهبر تحول‌آفرین هندی، به دنبال شکستن این الگو بود؛ او باورداشت که نجات‌یافتگان قاچاق، خود، می‌توانند به رهبران، کارآفرینان و سیاست‌گذاران تبدیل شوند و مستقیماً با دولت‌ها، بازارها و جامعه تعامل داشته باشند. اومابا این اعتقاد، «سانجوگ» را در سال ۲۰۱۲ و «انجمن‌های رهبران هندی علیه قاچاق» را در سال ۲۰۱۷ تأسیس کرد. 

اوما مدل کاری خود را در سه فاز اجرا کرد. در فاز اول، او و تیمش به نجات‌یافتگان کمک کردند تا در نقاطی که کانون‌های قاچاق است گروه‌های حمایتی بسازند که اعضای آن را خود این افراد تشکیل می‌دادند؛ هدف او این بود که نجات‌یافتگان بتوانند با همراهی یکدیگر دوباره وارد دنیای خانواده، اجتماع و کار شوند. حضور در این گروه‌های حمایتی اعضا را قادر می‌ساخت هم در بعد فردی و هم بعد اجتماعی تجربه‌ی مشترک خود از آسیب، انگ و احساس شرم را پشت سر بگذارند. در فاز دوم، اومادر یک فرایند تسهیلگری این افراد را توانمند کرد تا مسئولیت توان‌بخشی، معیشت و انجام امور قانونی خود را بر عهده بگیرند. در این مسیر به‌جای اینکه مددکاران اجتماعی نقش یک واسطه را ایفا کنند، خود این افراد مستقیماً با دولت، مقامات قضایی و سایر ذی‌نفعان درگیر می‌شدند. “اومابا استفاده از «روش آموزش رهبری مارپیچی Me-We-Us “[1]، مهارت‌های رهبری مثل مسئولیت‌پذیری، تعیین هدف، حل مسئله، مدیریت، انعطاف‌پذیری شخصی، رهبری تحول‌آفرین[۲]، تیم‌سازی و استراتژی کسب‌وکار را به آنها آموزش داد. در فاز سوم، اوما پس از انجام «تحقیقات مبتنی بر شواهد» [۳]، گروه‌های تشکیل شده را از سراسر هند به مجموعه‌ای از شبکه‌های به هم مرتبط تبدیل کرده و «انجمن رهبران هندی علیه قاچاق» را در قالب یک بستر ملی تأسیس کرد. این سازمان با همکاری وکلا، رسانه‌ها و محققان باهدف ارائه‌ی نظرات و تصویب قوانین و سیاست‌های مبتنی بر تجربه‌ی زیسته نجات‌یافتگان فعالیت می‌کرد. به‌عنوان نمونه یکی از این سازمان‌های غیرانتفاعی، «اوتان»، کارگاه‌هایی را در مورد جبران خسارت قربانیان با ذی‌نفعان دولتی، جامعه مدنی و رسانه‌ها برگزار کرد. در این جلسات آموزشی، خود نجات‌یافتگان برگزارکننده و مجریان اصلی بودند. این تغییر نقش‌ها منجر به تغییر نگرش در مورد نجات‌یافتگان می‌شد – از قربانیان بدون قدرت به افرادی قاطع، خلاق و مدبر تبدیل شده بودند- 

در زمینه‌ی اقتصادی، اوما با آموزش کارآفرینی به نجات‌یافتگان، این امکان را فراهم کرد تا آنها بتوانند کسب‌وکارهای خرد را راه‌اندازی کرده و به خود متکی باشند. او به آنها دانش و مهارت‌هایی آموخت تا بتوانند با بازارها، مشتریان و سرمایه‌گذران تعامل داشته باشند. آنها سرمایه‌ی اولیه و وام‌های کوچک را از بانک‌ها و سازمان‌های محلی دریافت می‌کردند. 

از نظر اوما” ، شهروندی و معیشت با کرامت دو اهرمی است که می‌توانند زمینه‌ی رشد این افراد آسیب‌دیده را فراهم کنند. شهروندی زمانی واقعی می‌شود که این افراد بتوانند در راستای حقوق خود با مقامات دولتی، تماس و گفتگوی مستقیم برقرار کنند. همچنین این فرایند نجات‌یافتگان را به این نتیجه رسانده است که آن‌ها فقط از خدمات دولتی بهره‌مند نیستند، بلکه آن‌ها یک پایگاه شهروندی هستند که می‌توانند عملکرد دولت محلی و سیستم‌های متحد خود را بررسی و ارزیابی کنند، بازخورد بدهند و مسئولان را پاسخگو نگه دارند. 

 

[۱] The Me-We-Us Spiral Leadership Training 

[۲] transformational leadership 

[۳] evidence-based research 

نظرات کاربران

برای ارسال دیدگاه ابتدا عضو سایت شوید !