نوپدید

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

جلبک، روستا را نجات داد

جلبک، روستا را نجات داد
ایران
ایران

نگارش توسط مهران میرزائی در ۰۸ بهمن ۱۴۰۲

دغدغه ی مشترک خیلی از جوان های روستا کار است و درد این روزهای جوانان ما بیکاریست. و به علت اینکه بیشتر اهالی روستا ما به کشاورزی مشغول هستند متاسفانه با خشکسالی شدیدی که داشتیم عملا نخلستان های ما از بین رفت و خیلی از افراد مثل من یا بیکار شدند و یا مهاجرت کردند. طبیعتا با نبود کار، افزایش مهاجرت امری طبیعی است و ما جوانان روستا دور هم جمع شدیم تا برای مسئله بیکاری که تلخی زهرش بر جان همه ما نشسته بود فکری کنیم و بعد از طرح ایده ها و راهکارهای مختلف یکی از دوستان که…

  • 66 بازدید
  • 0 پسند
  • 0 نظر

دغدغه ی مشترک خیلی از جوان های روستا کار است و درد این روزهای جوانان ما بیکاریست. و به علت اینکه بیشتر اهالی روستا ما به کشاورزی مشغول هستند متاسفانه با خشکسالی شدیدی که داشتیم عملا نخلستان های ما از بین رفت و خیلی از افراد مثل من یا بیکار شدند و یا مهاجرت کردند.

طبیعتا با نبود کار، افزایش مهاجرت امری طبیعی است و ما جوانان روستا دور هم جمع شدیم تا برای مسئله بیکاری که تلخی زهرش بر جان همه ما نشسته بود فکری کنیم و بعد از طرح ایده ها و راهکارهای مختلف یکی از دوستان که نامش دکتر اسفندیاری بود با طرح ایده خوبش مانند آب خنک در گرمای تابستان جان ما را آرام کرد.

او گفت بنا به کارشناسی انجام شده می توانیم در این زمین های کشاورزی بلا استفاده جلبک پرورش بدهیم که اتفاقا به علت استفاده کم از آب، مناسب شرایط محیطی ما هست. این پیشنهاد مورد قبول همه اهالی قرار گرفت و مصمم و محکم کار را شروع کردیم.

رفتیم بوشهر پیش مسئولین استان که در این مسیر جذاب و پرچالش ما را کمک کنند. و مسئولین هم وقتی اراده و توانایی مردم را در صحنه دیدند به ما وام و امکانات لازم را دادند و الان افراد روستا نه تنها بیکار نیستند بلکه سهام داران پرورش جلبک هم هستند و محصولات ما تضمینی خریداری می شود.

و حالا دیگر درد مشترک جوانان روستا التیام پیدا کرده و در آخر می خواهم خبر بدهم که اگر خدا بخواهد می خواهم ازدواج هم بکنم‌.

نظرات کاربران

برای ارسال دیدگاه ابتدا عضو سایت شوید !